خرید بک لینک
تازگی ها در ایمیل هایش مرا " خانم ..." خطاب می کند...

بدم نمی آید, یعنی به نظرم با صدای زنگ دارش خیلی دلنشین ادا شود این صفت جدید.. 8)

برایش نوشتم : "نمک در نمکدان شوری ندارد, دل من طاقت دوری ندارد. " :))

ریپلای کرده بود : what are you saying?? I do not understand

بلند خندیده و آرزو کرده بودم که ای کاش اینجا بود...!!

+ دوست همیشگی ام سایه ات مستدام... 8)


برچسبها: نامه های الکترونیکی

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11

اگر اینجا بودی....

تقویم رومیزی ام را دور می انداختم...

و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود...

پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس های تو...

و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد...

علاقه ی مرا ...

+ چه نفرت انگیز به دل می شینی لعنتی... 8)


برچسبها: یغما

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11

- میـدونی با رفتنام چیکار کردم؟؟ یکیو شاعـر کردم... یکیو دیـوونه... یکیو فـراری... یکیو دل مـرده... یکیو عصـبانی... یکیو بی هـدف...یکیو افسـرده... یکیو خوشـحال... _فقط بهـم بگو اونی که خوشـحال بود کی بود؟ - همون که تو هفت سالگـیم وقتی شاد و سرحال از مدرسـه برگشتم تو چشمـام زل زد و گفت ازم متنفره... _ دلم میخواست بـتونم برم و تو چشـماش زل بزنم و بهش بگم که چقـدر احمقه...- اما نمی تونی چون تـوام مثل من عاشق کسـی هستی که اون احمقو می پرسته... + وارث بـزرگ...!برچسبها: ثبت زمان, خانم فئودال

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11

جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست...


جهان به اعتقاده خنده ی تو زیباست...


جهان به اعتباره دنده ی تو زیباست...


جهان به اعتقاده دنده ی تو زیباست...


جهان به اعتباره بنده ی تو زیباست...


جهان به اعتقاد بنده ی تو زیباست...

+ جهان به اعتبار دوبنده ی تو زیباست حتی... 8)

+ می تونستم وقیحانه ترش کنم اما,خب ... :))


برچسبها: روز نوشت, خانم فئودال

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11

- خواب دیدم بابا برام اون دوچرخه قرمزه رو خریده منم بدون کمکی تونستم برونمش...! - منم خواب دیدم موهات بلنده بلند شده.... +چرا نمیشود برگشت به خواب های کودکی و بلعیدشان!!!؟؟؟

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11

ده تا کبوتر روی شاخه های درخت خرمالوی توی حیاط عمه خانم داریم...

کل حیاط را به گند می کشند اما قشنگ اند...

دل آدم یک جوری ضعف میرود برایشان مخصوصا برای آن کبوتری که روی کانال کولر راه میرود و صدای پاهای کوچکش لبخند به لبت می آورد....

+دوست دارم بروم ,بغلش کنم و بگویم تو فقط روی کانال کولر راه برو هرچقدر هم ریدی ریدی... :))

+ فرق یا کریم و کبوتر و کفتر چاهی و این ها را هم بلد نیستم ...همه را کبوتر میدانم!


برچسبها: روزنوشت, خانم فئودال

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11

صفحه بندی