بدم نمی آید, یعنی به نظرم با صدای زنگ دارش خیلی دلنشین ادا شود این صفت جدید.. 8)
برایش نوشتم : "نمک در نمکدان شوری ندارد, دل من طاقت دوری ندارد. " :))
ریپلای کرده بود : what are you saying?? I do not understand
بلند خندیده و آرزو کرده بودم که ای کاش اینجا بود...!!
+ دوست همیشگی ام سایه ات مستدام... 8)
برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11


اگر اینجا بودی....
تقویم رومیزی ام را دور می انداختم...
و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود...
پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس های تو...
و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد...
علاقه ی مرا ...
+ چه نفرت انگیز به دل می شینی لعنتی... 8)
برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11
برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11
جهان به اعتقاده خنده ی تو زیباست...
جهان به اعتباره دنده ی تو زیباست...
جهان به اعتقاده دنده ی تو زیباست...
جهان به اعتباره بنده ی تو زیباست...
جهان به اعتقاد بنده ی تو زیباست...
+ جهان به اعتبار دوبنده ی تو زیباست حتی... 8)
+ می تونستم وقیحانه ترش کنم اما,خب ... :))
برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11
برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11
کل حیاط را به گند می کشند اما قشنگ اند...
دل آدم یک جوری ضعف میرود برایشان مخصوصا برای آن کبوتری که روی کانال کولر راه میرود و صدای پاهای کوچکش لبخند به لبت می آورد....
+دوست دارم بروم ,بغلش کنم و بگویم تو فقط روی کانال کولر راه برو هرچقدر هم ریدی ریدی... :))
+ فرق یا کریم و کبوتر و کفتر چاهی و این ها را هم بلد نیستم ...همه را کبوتر میدانم!
برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:11